عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )

140

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى

اسم « الكريم » و « القادر » ياد كرديم وتوضيح كيستى مظهر اين دو اسم - : عبد الكريم وعبد القادر - را به نقل نوشته‌هاى خود أو در لطائف الأعلام پرداختيم . در آن مختصر گفتيم كه عبد الكريم بواسطهء تحقّق باسم الكريم ، كريمانه از لغزشهاى ديگران در مىگذرد وناشايست‌هاى آنان را به ساتر گذشت مىپوشاند وحتّى با آنان كه با أو به ناروا برخورد كرده‌اند ، به نيكى مقابله مىكند . رسالهء حاضر نيز پرداخته‌اى است كه از بستر آن خوى كاشاني برخاسته است . آن گونه كه كاشاني خود در سرآغاز اين رساله ياد مىكند « سبب تقرير اين ألفاظ وموجب تحرير اين كلمات آن بود كه در بعضي از محاورات ياران همدم ودوستان ثابت قدم سلسلهء اطناب سخن بدان كشيد كه بزرگى از بزرگان روزگار كه أمور شريعت وديانت بوجود أو مضبوطست وعقود تقوى وصيانت بعلم أو مربوط ، نسبت جهالت وضلالت با يكى از محقّقان گذشته وموحّدان سبق برده كه بعلم وحكمت منسوب بودى وبسمت أهل وحدت موسوم ، كرده است ، وباستحقاق عذاب أو را جازم گشته بسبب ارتكاب بعضي از منهيّات كه از وصادر شده بود » در اين مجلس حاضران هر يك به نوعي نظر خود دربارهء اين سخن را مىنموده‌اند ، گروهى رأى أو را صواب وگروهى ديگر بدور از حقّش مىخوانده‌اند . آن گونه كه باز از پيشنوشت همين رساله بر مىآيد ، كاشاني در اين معركهء آراء مهر خاموشى بر لب داشته تا آنكه « دوستى فرزانه وبرادرى يگانه روى از اين ميانه بدين ضعيف آورده واز وسؤال كرد كه رأى تو در اين قضيّه چيست ؟ » وچون عبد الرزّاق اعتقاد خود را بگونه‌اى مختصر بيان مىكند ، پرسشگر را سخت خوش مىافتد وباز از أو مىخواهد « كه نقاب از چهرهء اين مخدّره بر بايد انداخت وأو را بر بياض قرطاس جلوه‌گهى ساخت تا نظارگيان خاص از وى تمتع يابند » ؛ وبدين ترتيب زمينه لازم فرآهم ميشود تا يكى ديگر از انديشه‌هاى كاشاني صورت مكتوب يابد ودر كنار ديگر رساله‌هاى أو بنشيند . درونمايه در اين رساله ، هر چند عبد الرزّاق به تقسيم بندى گناهان كوچك وبزرگ مىپردازد وبه